الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
26
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
مجموعهاى است از اين قبيل مسائل . در مورد حساب ، فيزيك ، شيمى ، روانشناسى ، فيزيولوژى ، فلسفه و ساير علوم نيز وضع به همين منوال است ؛ يعنى ، هريك از آنها مجموعهاى از قضايا هستند . پس واژه « علم » در منطق به مجموعهاى از مسائل و قضاياى گرد آورى شده اطلاق مىشود و لذا معنايى عام و فراگير دارد كه همهء علوم - اعم از تجربى و عقلى ، نظرى و عملى ، حقيقى و اعتبارى - را شامل مىشود . 2 : تمايز علوم مىدانيم كه كليهء قضايا و مسائل علمى به صورت يك مجموعهء واحد و تحت يك علم فراگير گردآورى نشدهاند ، بلكه به صورت مجموعههاى متعدد و گروههاى گوناگون دستهبندى شدهاند كه هر دستهاى علمى واحد و متمايز از سايرين به وجود آورده و نام خاصى را به خود اختصاص داده است : « حساب » « هندسه » ، « طب » و غيره . واضح است كه اين گردآوريها و دستهبنديها به شكلهاى گوناگونى ممكن است ؛ حكماى ما ، به پيروى از ارسطو ، علوم را به شكلى دستهبندى كردهاند و پارهاى از حكماى اروپا به شكل ديگرى . نيز مىدانيم كه اين دستهبنديها گزاف و دلخواه نيست ، بلكه هريك براساس ملاك و ميزان خاصى است . مثلا در دستهبندى ارسطويى ، گروهى از مسائل كه موضوع آنها تحت يك مفهوم كلىتر قرار مىگيرد يك علم را تشكيل مىدهند و گروهى ديگر كه موضوعشان مشمول مفهوم كلى ديگرى است علمى ديگر را ؛ در دستهبندى ديگرى مىتوان مسائل را به حسب اغراضى كه برآورده مىسازند گروهبندى نمود ، به اين ترتيب كه مجموعهء قضايايى كه در غرض واحدى دخيلاند يك علم تلقى شوند و مجموعهاى ديگر كه در غرضى ديگر مشتركاند علمى ديگر ، خواه بين موضوعات اين مسائل تناسبى وجود داشته باشد يا نه ؛ در دستهبندى سومى مىتوان قضايا را براساس موضوع و روش تحقيق دستهبندى كرد ، بدينشكل كه مجموعهء قضايايى كه موضوع آنها مشمول يك مفهوم كلى است و روش تحقيق آنها نيز يكسان است يك علم به حساب آيند و مجموعهاى ديگر علمى ديگر . ملاك دستهبندى اول وحدت موضوع مسائل است در يك مفهوم كلىتر ، ملاك دستهبندى دوم اشتراك مسائل است در غرضى واحد و ملاك دستهبندى سوم وحدت موضوع مسائل است در يك مفهوم كلىتر و در روش تحقيق . اكنون بجاست كه سؤال كنيم : « بهترين ملاك براى دستهبندى علوم چيست ؟ بهترين شيوهء